تبلیغات
|| وبلاگ تخصصی دانلود کلیپ || - اکبر هاشمی رفسنجانی

کپی از مطالب این وبلاگ به هر صورت ممنوع می باشد.

 

وبلاگ من

 

3 وبلاگ من

3 ایمیل من


بایگانی...

 

موضوعات

 

آرشیو

مرداد 1385 (1) تیر 1384 (3) اردیبهشت 1384 (1) اسفند 1383 (1)

 

عمومی (6)

 

بایگانی وبلاگ قدیم

 

لوگو

------------------------------------------
 

نویسندگان

محمد حسین (6)


لینکستان

 


لینک دونی

 

آرشیو لینكدونی


جستجو

 


وضعیت یاهو

 

 


خبرنامه

 


آمار وبلاگ

امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
افراد آنلاین : [Online]

 

كل بازدید ها :
 

آمار وبلاگ :

----------------------------
 

 


 

دوستداران مدیا

 

رضا عطاران


مهران مدیری


فتحعلی اویسی


اولین وبلاگ سیاوش قمیشی


علیرضا افتخاری


صدای عشق


مهران مدیری


وبلاگ ادبی قلعه سیب


ایرون تی.وی


مهران مدیری



سید مهدی میرداماد

صدای جاودان : امید

 

 

 

 

 

 

 

 

 ¯اکبر هاشمی رفسنجانی

پنجشنبه 2 تیر 1384

 


دُردانه عزیزم. ایام غریبیست ... سخت ترین لحظه های زندگی ام را می گذرانم. همیشه نوشته ام. یا به ضرورت یا به دل. اما اینبار تفاوت دارد. شرح احوال است. احوال شخصی. کلمات، زندان احساسند و زندانی همیشه به پشت میله ها به رنجوری می افتد. تاریخ چگونه قضاوت خواهد کرد ؟ قدرت یا ضعف ؟

] قطعا هیچ چیز جز اعتلای ایران، آن هم ایران اسلامی و سعادت مردم ایران الان چیزی برای من مطرح نیست. هیچ چیز ... [

چشمهای مردم من مهربان و دلهایشان سرشار از یقین است. براستی ارزش آن را دارند که نامشان بر بلند ترین قله ارزشهای بشری حک شود. ایمان داشتن و باور کردن مردم بزرگترین پشتوانه ی تو خواهد بود. پس چرا تردید ؟ خود را از این تردید رها کن.

صدایت می کنند. در لحن و کلامشان، آهنگیست که رهایت نمی کند. دیروز یکی می گفت تدبیر می خواهیم و عقل. دیگری با لحنی هراس آلود می گفت: انصاف می خواهیم؛ همین. جوانی هم آنگوشه نشسته بود و هیچ نمی گفت می شد در دریای چشمانش، امواج بی شمار خواسته های به حق را دید.

این روزها انگار وزن کلمات را جور دیگری احساس می کنم. انگار مردم آهنگ کلمات را جور دیگری ادا می کنند. دیروز مردی با شهامت برخواست و گفت: «آقای هاشمی ! می دانی اداره کردن ایران یعنی چه ؟» زنگ صدایش بی رعشه بود و صادق. گویی به نمایندگی از چند هزار سال تاریخ این مرز و بوم سخن می گفت. او گفت و گفت و بسیار گفت. جوری می گفت که من کلامش را می دیدم. گاهی احساس سنگ دلی می کنم که چرا خواست این همه انسانها نمی تواند دلم را با عقلها همراه کند.

تیر ماه پارسال بازدیدی بود از یک کارخانه. مهندس جوانی با شور و شوق همه چیز را توضیح می داد. یکباره گفت آقای هاشمی شما اهل موسیقی هم هستید ؟! تعجب کردم ! گفتم کم. گفت چرا هستید. گوشتان را بیاورید. او گوش خود را نزدیک دستگاه برد. من هم همین کار را کردم. گفت: میشنوید؟ گفتم: چی را ؟ گفت: «موسیقی ! ما در این کارخانه اسمش را گذاشته ایم سمفونی زندگی.» و زندگی را با چنان لبخندی و همراه با برقی در چشمهایش گفت که ...قبطه... خوردم. راست میگفت. ظلم است؛ ظلم بزرگی است اگر به فردای این کشور فکر نکنیم. فردا ممکن است ما نباشیم. ولی فرزندانمان که هستند. آینده که هست. ایران که هست. ستونهای فردا را باید امروز بنا کنیم. فردا دنیا شتابی دارد که باید آهنگ آن را از امروز شروع کنیم. تردیدها رهایم نمی کند. چه کنم. آخر همیشه آرزو و امید داشتم در زمان حیاتم ببینم که دست هایی تواناتر این امانت را از ما تحویل بگیرد. و ما بنشینیم و ببینیم و خدا را و مردم را شکر کنیم. اما تردید دارم که با این وضع این آرزو و عمل می رسد ؟ لحظه ها سخت شده... با خودم می گویم تو در لحظه های سخت و دشوار زیادی بوده ای، چرا اینبار خود چنین سخت و دشوار شده ای ؟ نکند تحملت کم شده ؟ طاقت درگیری نداری ؟ به موانع فکر می کنی. به نا مهربانی ها به جفا ها و تلخی ها. خوب بله. همه ی اینها هست و بسیاری چیزهای دیگر. دوباره فکر کن. چیزی را جا نیانداختی ؟ چرا ! خدا را و صبر و تحمل.

معمولا بر سر هر انتخاب یک دو راهی سهمگین است. خود یا خدا ؟ چه امتحان سخت و دشواریست. شیطان بر سر این دو راهی چه ها که نمی کند. اگر شیطان بر دروازه ی دل و گوش و چشم تو نشست، خود را و خواسته ی خود را خدا می بیند. آبرو کجا می آید ؟ کجا می ریزد ؟ می شود کاری کرد بی آنکه با همه ی ریختن آن باشد ؟ بعضی حرفها را با تو می توان زد خدایا ! من متاعی جز آبرو ندارم و عزیز تر از آن دیگر هیچ. و با عزیزترین عزیزم به میدان آمده ام. خدایا تو بر ما منت اسلام نهادی. از تو می خواهم به ما منت فهم درست آن را نیز عطا کنی. تا بتوانیم پیرایه ی جهل ودلب اندیشی از آن بزداییم. تا بتوانیم محبت و رأفت پیام تو و رسولت را دریابیم. خدایا دشمن به کفر و دوست به جهل، می کوشند تا شیرینی شفای دین تو را به تلخی بدل سازد. و پیرایه بر پیرایه می بندد. تا مردم را از دین تو گریزان سازد. خدایا تو بر ما دین و دنیا عرضه کردی و گفتی دنیایتان را هم در دین ببینید. چه تلخ است. چه تلخ است دیدن کسانی که دنیا می نهند و دین نمیابند. و چه تلخ تر کسانی که دین به دنیا می فروشند. و چه هولناک تر کسانی که دین و دنیا را یکسره می نهند و در برزخ تاریک قهر با خدا لانه می کنند. به تو پناه می برم ...

معیشت مردم، خواسته ی اهل دین، خواسته ی روشنفکران، تراز زندگی جدید، حفظ سنتها، توسعه، عدالت، فقر واژه ای که از آن بیزارم. می شود پلی شد میان همه ی اینها. می شود پلی شد میان ارزش ها و دنیای جدید. می شود پلی شد میان اصول و عمل. می شود پلی شد میان عدالت و توسعه.

این روزها بچه ها مراعات مرا می کنند. این را از رفتار و گفتارشان می شود فهمید و از چشمانشان. دیروز فاطمه مرا می پایید. فهمیدم. صدای او بی تابم می کند. خدایا من در برابر گریه ی دیگران،  ناتوانم.

می دانم حرفهای آنها چیست. روز جمعه محسن نشست همه را گفت. خبر داد که می خواهند اینبار هم حرمت شکنی کنند. نگران بود. گفت چند دستگی ها بالا گرفته. هر کس حرفی دارد. گفت شما اگر بیایید، با این همه تفرقه و تشتت ، چه می خواهید بکنید ؟ گفتم به همین دلیل شاید بیایم. گفت مردم اوضاع را رصد می کنند و تصمیم گیری برایشان دشوار شده. حالش را درک می کنم. ولی می داند که آدمی از آن خویشتن نیست. من هم خاطره ی ملاقات با امام در روزهای بسیار دور را برایش گفتم. درست مثل روزی که هم سن و سال او بودم. که خدمت امام رفتیم، بعضی ها از این جنس حرف ها زدند و ایشان گفتند همینهاست که وظیفه ی مارا سنگین می کند. مهدی این روزها زیاد خانه ی ما می آید. وقتی خبرها را می گوید، زیر چشمی مرا می پاید. مثل اینکه می خواهد تأثیر آن را در من پیدا کند. سه شنبه دیر وقت بود. من داشتم یادداشت هایم را تنظیم می کردم. پشت سرم ایستاده بود؛ گفتم کاری داری ؟ بغض کرد و گفت نه ! گفتم خبری شده ؟ رویش را برگرداند و رفت. از مادرشان پرسیدم مهدی طوری اش شده ؟ برگشت و گفت: نه ! این روزها کارش زیاد شده. خیلی ها به او مراجعه می کنند شاید بفهمند بالاخره چه خواهد شد.

خانم های ایرانی در خانواده واقعا حکم یک تکیه گاه محکم را دارند. در لحظه های خطر به سختی آرامش و وقاری دارند. زنان این دیار دریا دلند.

دیروز همسرم هیچ نگفت. او با یک حس فطری دریافته که در کشاکش طوفان چنین تصمیم بزرگی باید همه ی حواسم خلاص و رها باشد. او فقط مراقب است و نگران. او می داند من از آن خود نیستم. امروز گویا حس غریبی به او می گوید باید حرف آخر را بزند. سختی های این سالها، رد وبدل کردن کلمات را میان ما آسان کرده. {و...}

دریافت فیلم دوم تبلیغاتی آقای هاشمی: (فایل1)  -  (فایل2)

بعضی می گویند سن هاشمی رفسنجانی، برای ریاست جمهوری زیاد است !  کسانی که این نظر را دارند، مطلب زیر را بخوانند:
 

چند نمونه تاریخى از سن بزرگان و روساى جمهور و نخست وزیران و رهبران جهان:

- شیراك، رئیس جمهورى فرانسه، متولد ،
۱۹۳۲ ۷۳ ساله
- سینگ، نخست وزیر هند، متولد ،
۱۹۳۲ ۷۳ ساله
- حسنى مبارك، رئیس جمهورى مصر، متولد ،
۱۹۲۸ ۷۷ ساله
- كارلوچیامپى، رئیس جمهورى ایتالیا، متولد ،
۱۹۲۰ ۸۵ ساله
- فیدل كاسترو، رهبر كوبا، متولد ،
۱۹۲۶ ۷۹ ساله
- نلسون ماندلا، رئیس جمهورى پیشین آفریقاى جنوبى، متولد
۱۹۱۸ تا سال ،۱۹۹۹ یعنى تا ۸۱ سالگى رئیس جمهورى بود
- فرانسوا میتران، رئیس جمهورى متوفاى فرانسه، متولد
۱۹۱۶ تا ۱۹۹۵ (۷۹ سالگى) رئیس جمهورى بود
- نهرو، نخست وزیر فقید هند، متولد
۱۸۸۹ تا سال ۱۹۴۶ (۷۵ سالگى) نخست وزیر بود
- هوشى مینه، رهبر متوفاى ویتنام، متولد
۱۸۹۰ تا سال ۱۹۶۹ (۷۹ سالگى) رهبر ویتنام بود
- مائوتسه تونگ، رهبر متوفاى چین، متولد
۱۸۹۳ تا سال ۱۹۷۶ (۸۳ سالگى) رهبر چین بود
- و امام خمینى(ره) تا
۹۱ سالگى كه در قید حیات بودند، انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى ایران را رهبرى کردند

---------------------------------------------------------------

در ادامه دو مصاحبه در وبلاگ قرار داده ام. حتماً بخوانید. حتماً حتماً حتماً !! باز هم تأکید می کنم که حتماً بخوانید. مخصوصاً اولی را ... (Encoding ---> Arabic )

1) گفت و گو با حسین محلوجى درباره برنامه هاى اقتصادى هاشمى رفسنجانى  ||  حمایت محلوجى از هاشمى؛ این همه شبنامه و تخریب بى سابقه است (این مصاحبه را از اینجا بخوانید.)

2) محسن هاشمی: تقریبا همه خانواده با كاندیداتوری پدرمخالف بودند  |  فكر نمی‌كنم كسی به اندازه ایشان نسبت به بیت‌المال حساسیت داشته باشد (این مصاحبه را نیز از اینجا بخوانید.)

3) رفسنجانی تمایلی برای استفاده از بستگان خود در دولت را ندارد (از اینجا بخوانید.)

----------------------------------------------------------------

در دوره ی سازندگی معجزه آنجاست که ما به تنهایی با یک کشوری که مخروبه شده بود در جنگ، پنج استان ما اشغال شده بود، وقتی که بعد از جنگ کار را شروع کردیم نصف بودجه مان کسری داشت و تقریباً همه ی کارخانه ها یا فرسوده بود یا ماده ی خام نداشتیم، انبار ها همه خالی بود، نیاز های کشور از خارج تأمین می شد و ما فقط یک میلیون بشکه ی نفت می توانستیم صادر بکنیم با قیمت کم (7 یا 8 دلار) در چنین شرایطی که تقریباً همه جای آن آسیب دیده بود، از پیش از انتقلاب مخروبه به دست رسیده بود که بعد از انقلاب هم این مصیبت ها را داشتیم با همت خود ایرانیها و بدون کمک خارجی این کشور بازسازی شد. زیر بناها ساخته شد. مردم الان خیلی چیزها را فکر می کنند دارند اما کسانی که بعد از جنگ بودند می دانند که وضع ما چگونه بود. تولید بسیار کم بود. صنایع ما تقریبا تعطیل و یا نیمه تعطیل بود. راهها فرسوده و غیر قابل استفاده درست بود. بیکاری واقعاً غوغا می کرد. رسماً 16 درصد بود اما واقعا 30 درصد هم بیشتر بود چون آنهایی که کار می کردند، چیزی نبود که تولید بکنند. برق دائماً خاموشی داشت. آب  کم داشتیم. هم خوردن و هم آبهای مصرفی. گاز فقط در دو یا سه شهر بود. صنایع مادر بسیار کم بود و دانشگاه هایمان شاید فقط حدود یک چهلم از نیازکشور را جواب می داد. روستاها که اصلاً جزیره های مظلوم جداگانه ای بودند که از زمان رژیم پهلوی مانده بود و بعداً یک مقدار کار شده بود در دوران جنگ، خوب بود. به روستاها رسیده بودیم. در چنین شرایطی ما دست به سازندگی زدیم. و امروز دیگه نمیخواهیم بگیم چی؛ شما خودتون نگاه کنین راهها، اتوبانها، دانشگاهها، بندرها، تولیدات فلزی، تولیدات شیمیایی، پالایشگاهها، نیروگاهها، سیلوها و هر چیز که بگویید. صنایع نظامی، صنایع تبدیلی، کشاورزی نسبتاً پیشرفته و خوب، دامداری، صیادی، چیزهای فراوانی که امروز شما می بینید، بعد از جنگ اینها همه حالت فرسوده و افسرده ای بود. کسی هم به ما کمک نمیکرد. عملاً درحال تحریم بودیم. البته امکاناتی از خارج جذب شد برای بازسازی و آنها خیلی اثر گذاشت. چون ما تنش زدایی را بعد از جنگ در دستور قرار دادیم و جواب داد و بسیاری از امکانات را توانستیم برای تأمین نیازهای مالی طرح هایمان بگیریم و بعداً هم بپردازیم. خوب یک چنین حرکتی که تا حالا هم هنوز ادامه دارد. البته یک زمان سریع بود و یک زمان کند شد ولی ادامه دارد به همان صورت. ولی می خواهم بگویم نسل جدید اینها را نمی داند یا کم می داند و در انتخابات تقریباً کسی از اینها صحبت نکرد و از کمبودها صحبت کرد. خوب کمبود هم طبیعی است در این شرایطی که شما می بینید. ما وقتی جنگ را تمام کردیم، تورم مان 30 درصد بود و همه چیز هم تقریباً کوپنی بود؛ در حالی که ارز می فرستادیم و جنس وارد می کردیم و ارز هفت تومان به مردم می دادیم، در عین حال تورم 30 درصدی داشتیم. بازار سیاه بود و همه چیز در آن وجود داشت. با چنین شرایطی این انقلاب رسیده به اینجایی که حالا مردم احساس می کنند که دانشگاههایمان نزدیک سه میلیون دانشجو داره و چیزهای دیگری که می بینید. من می خواهم بگم یک نوع بی صفایی شد به این انقلاب از طرف کسانی که خودشان هم در این سازندگی شریک بودند. این آقایان که نامزد بودند اکثراً از مدیران کاری نظام بودند و هستند. ولی خوب بحث انتخابات بود و اینطور عمل شد. شاید هدف این بود که یک رقیبی را که بیشتر دفاع می کند از انتقلاب و بیشتر همیشه در صحنه ها بوده او را زیر سؤال ببرند. ولی این هم شاید یک سوء ظنی باشه. (ادامه ی این متن را از اینجا گوش کنید!)
 

و حالا چند عکس :

چند عکس دیگر :  (1)   (2)   (3)   (4)

 

حتماً از بیانیه ی همسر دکتر رجایی خبر دارید !  متن این بیانیه را در ادامه بخوانید و بعد به یک نکته که بعد از این بیانیه اشاره می کنم، توجه کنید.

بیانیه همسر شهید رجایی

همسر شهید رجایی:  احمدی ‌نژاد را نمی‌شناسیم


عاتقه صدیقی (رجایی) همسر شهید رجایی با صدور بیانیه‌ای به آنچه شبیه‌سازی و سوءاستفاده انتخاباتی از شخصیت و مشی همسرش می‌نامید اعتراض كرد.

به گزارش ایسنا،‌ در این بیانیه آمده است:

«بسمه تعالی  ||  مردم شریف و قدر‌شناس ایران اسلامی

سلام و درود بر شما كه همواره شرایط زمان را درك و در عین كمبودها و نارسایی‌ها در صحنه حضور پیدا كرده و با خدا معامله می‌كنید و ارادتمند خادمان دلسوز خود بوده و هستید.بنا نداشتم در شرایطی كه حق و باطل آنچنان به هم آمیخته كه تشخیص آن را به ویژه در مسائل سیاسی بسیار دشوار ساخته است، صحبتی داشته باشم و به آن دامن بزنم؛ اما اكنون در وضعیتی قرار گرفته‌ایم كه بر خود لازم دیدم به اختصار مطالبی را با شما ملت عزیز در میان بگذارم.

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران متأسفانه شخصیت شهید بزرگوار رجایی در سطح وسیع به شكل‌های گوناگون با آقای احمدی‌نژاد شبیه‌سازی شده و مورد سوءاستفاده انتخاباتی قرار گرفته است و این خود عین بی عدالتی و ظلم است. چگونه از ابتدای راه با بی عدالتی در رسیدن به قدرت كه به فساد نزدیكتر است، می‌توان عدالت را پیاده كرد؟!

بنابراین خود را موظف می‌بینم تا از كسی كه شهیدشده و در قید حیات نیست كه مستقیما از خود دفاع كند، به دفاع از او ارزش‌های الهی پرداخته و این گونه شگرد‌های ناعادلانه و ترفند‌های غیرخداپسندانه را محكوم كنم».

شهید رجایی در سن چهل سالگی به درجه‌ای از كمالات انسانی دست یافته بود كه برای آغاز آن راه سن چهل سالگی خیلی دیر است. كمالات اخلاقی و معنوی او در روحیه انتقاد پذیری و جمهوری خواهی‌اش تبلور می‌یافت. این عمل و كاركرد رجایی بود كه او را به شخصیتی تبدیل كرد كه امروز عده‌ای به دنبال آن هستند برای دستیابی به قدرت از نامش استفاده كنند؛ اما مشك آن است كه خود ببوید نه آنكه عطار بگوید. شهید رجایی ظاهر و باطنش یكی بود. او اگر امروز در میان ما بود از شجاع ترین انسانها در مقابله با اقتدار گرایی در حاكمیت بود.

لازم به یادآوری است كه دخالت‌های سازمان یافته در انتخابات ریاست جمهوری را بزرگترین تهدید نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می‌دانم. لذا از سر خیرخواهی و حسن نیت به برادران و خواهران مشمول این سخن توصیه می‌كنم كه به وصیت حضرت امام در این باره بیشتر بیاندیشند.
در اینجا نگرانی خود را از یكدست شدن حاكمیت ابراز و اعلام می‌كنم آقای احمدی نژاد سنخیت و نسبتی با شهید رجایی ندارد، خانواده شهید رجایی او را نمی‌شناسند و با احمدی نژاد هیج ارتباطی ندارند.
ما باید بدانیم كه خداوند شهید رجایی و دیگر شهدای گرانقدر و از همه مهمتر رهبر كبیر انقلاب امام خمینی(ره) را عزیز و حاكم بر قلبها كرد و قدرت اصلی و ماندگار همین است و بس.
امیدوارم خداوند متعال با هوشیاری مردم این گونه نقشه‌ها را خنثی نماید. انشاء الله
همسر شهید رجایی»

۳۰ خرداد ۱۳۸۴

و اما نکته ! بامداد روز چهارشنبه ساعت 2 بود که این بیانیه را پخش می کردم. یکی از طرفداران احمدی نژاد به من گفت که لقب(!) رجایی را مردم به او داده اند. دوستان گرامی ! اگر فیلم تبلیغاتی آقای احمدی نژاد را دیده باشید، لحظه ای در آن وجود داشت که عکس شهید رجایی را نشان می داد و کم کم محو میشد و جای آن تصویر احمدی نژاد ظاهر میشد. خوب ! آیا این مردمی است ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ (کسانی که باور نمیکنند، در قسمت نظرات بنویسند تا کلیپ این صحنه را آماده کنم.)

 

و اینک گزارش عملکرد آقای احمدی نژاد را در شهرداری تهران بخوانید: (حتماً حتماً حتماً بخوانید. مخصوصا طرفداران آقای احمدی ! ضمناً به درستی این گزارش شک نکنید ! کسانی که با من ارتباط نزدیک تری دارند، می دانند که گزارش کاملا موثقه !) باز هم تأکید می کنم که بخوانید ... ! (صبر کنید تا عکسها Load شود.)


سایز بزرگ برای خواندن (صفحه 1)

 


سایز بزرگ برای خواندن (صفحه 2)

 


سایز بزرگ برای خواندن (صفحه 3)

 


سایز بزرگ برای خواندن (صفحه 4)

 

 

 

رأی ما و تمام طرفداران دیگر نامزدهای دور اول : اکبر هاشمی رفسنجانی

 

 

-----------------------------------------

تا ساعت دو نیمه شب احمدی نژاد از هاشمی با اختلاف ۵ میلیون بالاتر بوده ...

-----------------------------------------

 

خوشحال می‌شوم از نظرات شما مطلع شوم. امیدوارم همه‌ ما به موازین اخلاقی و عرفی پایبند باشیم.  نظراتی که حاوی توهین، افترا یا مطالب آشکارا کذب باشند، پاک خواهند شد.

 

 

 

  نوشته شده توسط محمد حسین  ساعت09:06 ق.ظ

 

() نظر

 

 

 

:: Banner ::



RoboCounter: free web counter